تبليغاتX
امیرآقاخان گورخانی

امیرآقاخان گورخانی

موش ها و عقرب ها

اگر فردای آدینه سنای حکومت بر تثبیت احمدی صحه گذاشت نتیجه میگیریم زور سپاه بر آخوند چربیده است . اگر بجای فرضیه امحاء محمود خود آقا مشتعل عشق علی شد تعجب ننمایید. در اینکه احمدی نزاد در رقابت با موسوی شانه به شانه او آمده است شکی نیست .او چند ماه مانده به انتخابات آرایش نظامی خوب و تمیزی در برابر رقیبان چید و سر کیسه را شل کرد . نقطه ضعف موسوی و کروبی دل خوش بودن به آرای روشنفکر و رده الیت جامعه بخصوص تهران بود که به زحمت به شش میلیون می رسند ...در حالیکه احمدی به میان شهرستانهای دوردست باز گشت  و با شعارهای عوامگرایانه و صدقه های بیشمار آبروی از دست رفته ۴ سال پیش خود را خرید ...حضور ثمره هاشمی ، محصولی ، مشایی و الهام یار های دبیرستانی محمود بخوبی او را در این فینال یاری دادند ... این غائله نیز تمام خواهد شد ولی از حیث قدرت به مثابه ۱۵ خرداد ۴۲ شد جرقه ای  که بعداز ۱۵ سال شعله ورگشت...  اصلاحات در یک یا دو روز به نتیجه نخواهد رسید ...ولی موضوع این بود که در این روزها نه از ریگی و دارودسته اش و نه از پزاک و نه از حزب الاحواز خبری بود و نه از علمای خاموش قم و ارتش و تبریز ...به نظر میرسد ریگی و پزاک و الاحواز عروسکهای خیمه شب بازی حکومت باشند، ارتش در حد یک گروه تشریفات دربار پایین آمده باشد وواقعن ستارخانها و باقرخانها در قمارخانه ها به شهادت رسیده باشند ...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 22:26  توسط امیرآمید  | 

من به 11 دليل راي ميدهم .
1 بعد از 30سال بازپس شناختن شغال از سگ زرد برايم مقدور نيست
2 كه بگويم شناسنامه من همپاي شناسنامه اطفال و مردگان نيست
3 كه اگر حتا 60000000 هم متوجه نشدند علي خامنه اي بداند...
4مثل گاوي حرف شنو در دامداري ايران انجام وظيفه كرده باشم.
5فرزندانم مرا در اينده به خويشتن داري متهم نكنند.
6جان نثاري و دين مداري 1400 ساله خود را به وارثان اعراب نشان دهم.
7بدانم كه در پناه اموزش ايرانيان انگلستان از اينكه پيشگويي ميكنم احمدي نژاد دوباره پيروز خواهد شد به خود افرين گويم.
8نشان دهم حرفهاي در گوشي ما ايرانيان پشيزي نمي ارزد.
9كه اگر اسراييل و امريكا با ما در حفظ اين رژيم هم عقيده شدند بر هوش خود درود فرستم...
10كه بگويم هنوز بعد از سالها به بلوغ سياسي نرسيده ام .
11كه بگويم هنوز عاشق اقا امام زمان و نائب بر حقش شده ام......
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 2:41  توسط امیرآمید  | 

شیربچگان ایران زمین که کنون در سایه هدایت خداوندی غریبکان از گربه نیز نحیف ترند ،هریک اکنون بهر مردار گوشت موشی در پی نالایقان روانند و چنان آرامند که گویی لایقان هرگز نزادند .من از این عزلت نه شرمم آید و نه خجل گردم . گردمرگی  افشانده انداین عرب پرستان استخوان لیس ....
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 3:39  توسط امیرآمید  | 

و این منم از تبار چنگیز خان همو که به من حرامزادگی آموخت .دین و ایمانم از من سترد و مرا کشتن و کینه آموخت . این منم از اعقاب تیمور لنگ که مرا تزویر در دین آموخت .با خون وضو ساخت و گردن بزد ...آتیلا پرستم نشسته بر کوره راه تاریخ . نه سرزمینی که بدان فخرورزم و نه تاریخی که با آن غرور بفروشم ...چشمان تنگم از خونابه ها لبریز است و قامت بلندم از شوربختی ،کج.سرودم اکنون یاسای چنگیز است که با زبان تازی از حلقوم پارسی بر می آید و تزویر و حرامزادگی و نفرت می آموزد به پهنای تنم...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 16:28  توسط امیرآمید  | 

چنان برگرده پارسیان کوفته اند که گردن کجانیم و سرسپردگان . مردن را آرزو می کنیم و شب را صبح و روز را شب ...چون کرم هایی در خود می لولیم و بسان موشهایی کور در سوراخ می خزیم . نه همتی و نه حمیتی . هر چه هست دروغ است و فریب و نیرنگ ... چون گوسپندان پی چوپانی دروغگو روانیم . شبانی که با گرگ آشنای کوهستان قرابت نزدیک دارد ... چوپانی که از بهر ارباب ده میچراند گوسپندان را از برای لقمه ای نان ... کرم ها را به آزادی چه کار و موش ها را به آزادگی ...ما را به صلیب کشیده اند و یادمان داده اند آتش مقدس نیست وقتی خاکستری هزار وچهارصدساله هست ...از بهر پارسیان ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 3:31  توسط امیرآمید  | 

دست بر قضا این بار نیز پارسیان حماسه آفریدند و از میان گرگان و کفتاران ، شغالان برگزیدند از برای هدایت قوم .شغالانی که چون تعدد داشته باشند صید از دهان شیر غران بربایند باطبع نفسی کهتر...ترکان را دو هادی است درمیان آنان یکی شغالیست پیر بغایت چشمگیر ،انتر لوطی ترک بزرگ که از ولایت خامنه اند . دیگر دوم آن شغال نافرمان است در گله درندگان . به غایت چاپلوس تر و بی حمیت تر. او اعلم شغالان نسل جدید است . مکار روبهانی نیز با عبا و قبا و آن دیگر کوته فکر و کوته قد قدیمی ...از میان آنان انکه پارسیان نادانسته بر خواهند گزید شغال پیر و سگ کوتاه زرد است ..و سگ کوتاه زرد را بختی بیشتر است از بهر مهتری از بحر ۴ سال دگر ... صبر خواهیم کرد و تاریخ را ورق خواهیم زد عنقریب ...

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:20  توسط امیرآمید  | 

بسیار از اعراب و اسکندر و مغولان شنیده ایم . اعراب ما را اسیر کردند . مغولان فرهنگمان بر باد دادندو اسکندریان ما را به آتش کشیدند اما ..افسانه آنان تمام شد . اسکندر و تیمور و چنگیز و عمر مردند .ولی ایران پابرجا ماند . کنون قومی بر ما حاکمند که دین عمر دارند ،. کینه اسکندر ،تزویر تیمور و قساوت چنگیز ... از بد حادثه از خودمانند و می سوزیم و میسازیم ...کسی هست که یاریمان کند؟؟
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 4:13  توسط امیرآمید  | 

آهای ایرانی ! سلام بر تو که اکنون در ایرانی... روزگاری بود خوب ندیده بودمت و کمر به خدمت تو نبسته بودم ... میدانم که سخت نالانی از نامرغوبی کالا ، قحطی و تکرار ... تو بزرگی نمی دانی ... تو عظیمی نمی خواهی ...مگر نه اینکه شاهان را مر ستایش ننمودی و در بی اعتنایی نغنودی ..ـ؟مرا باور کن چرا که من ترا باور کردم من سند آزادگی تو ام .از پیله بیرون آی و پرواز کن . جامه تن ترا از زر دوخته اند نه از نمد قبای عرب .. صدایت را صاف کن ، وافورت را بشکن و همت کن که آزادی بهای توست ای نجیب زاده تاریخ...
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:56  توسط امیرآمید  | 

آهای بهرام مشیری آهای آزاده مرد چه نیکو سخن می گویی .و چه نیکو درد دلمان تازه می نمایی .سبب چیست که ما خواب زدگان را بیدار می خواهی . علت چه سان است که ما را سرفراز خواهی دیدن ؟ ما بابکها و مصدقها و ابو مسلمها و مانی ها به بیگانه فروخته ایم . نکبت و پستی با ما عجین شده است ...ما دورویان تاریخیم ..بزرگ مردان و زنان را قدر ندانیم و خدمت فرومایگان کنیم...
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:41  توسط امیرآمید  | 

باز پسین دیگر موعد خیمه شب بازی ها و گربه رقصانی ها رسید .جماعتی از طایفه کوران ، ترسویان ،نان به نرخ روز خوران ، سلطه پذیران و سلطه خواهان ، آخوند کشان و پاسدارپرستان ، نوکران بی جیره و مواجب ، ورقه بردگی در دست بر سر در آمفی تئاترصف می بندند تا از برای تماشای نمایشنامه ای دیگر ،اربابی دیگر برگزینند که خود نوکری جان نثار از بهر اربابی بزرکتر است و حتا از قوم ما نیست ...
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:33  توسط امیرآمید  |